|
تنهای تنها |
|
|
همیشه دلم می خواس
بهم بگی دوسم داری
وقتیکه پیش منی
سر روی شونم بزاری
همیشه دلم می خواس
که بی قرار من باشی
اََََگرم زمستونم
تنها بهار من باشی
همیشه دلم می خواس
ناز نگامو بکشی
روی بوم آرزوت
عکس چشامو بکشی
همیشه دلم می خواس
غرق محبتم کنی
از عذاب بی کسی
منو راحتم کنی
همیشه دلم می خواس
اسم منو صدا کنی
هر کسی غیر منو
به عشق من رها کنی
همیشه دلم می خواس
با هم دیگه بریم سفر
دورشیم از این آدما
نمون از ما یه اثر
همیشه دلم می خواس
تو رویاهات جا بگیرم
یه جوری نیگام کنی
که از نگاهت بمیرم
همیشه دلم می خواس
واسم ستاره بچینی
وقتی که تنها شدم
تنهائیهامو ببینی
همیشه دلم می خواس
+ نوشته شده در 87/09/07ساعت 8:49 بعد از ظهر توسط منیره |
یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟ سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟ برایش صادقانه می نویسم برای آنکه باید باشد و نیست...
+ نوشته شده در 87/08/29ساعت 4:27 بعد از ظهر توسط منیره |
زندگی چیست؟ اگر خنده است چرا گریه میکنیم ؟ اگر گریه است چرا میخندیم ؟ اگر مرگ است چرا زندگی میکنیم ؟ اگر زندگی است چرا میمیریم ؟> اگر عشق است چرا به آن نمیرسیم ؟ اگر عشق نیست چرا عاشقیم
+ نوشته شده در 87/08/29ساعت 4:24 بعد از ظهر توسط منیره |
گاهی سرشارم و گاهی بی نهایت پوچ و خالی گاهی مجنونم و گاهی میزنم به بی خیالی روزا دیوونه ی خورشید,شبا مبهوت ستاره لحظه ای پر از امید و لحظه های بی راه چاره گاهی بی خودی می خندم ولی قلبم پره درده چون تب پاییزی غم قصد قلب منو کرده میگن عشق مثل خزونه,زرد وغمگین و شکسته مثل یه غروب دلگیر یا نگاه تلخ و خسته خیلی بی رحمه زمونه,خیلی نامرده جدایی نمی دونم به چه جرمی ,چه دلیلی,چه گناهی نمی خوام شکوه کنم که چرا تقدیر من اینه خدا جون بده جوابم تنها خواهشم همینه بسه هر چی که کشیدم, تهمتایی که شنیدم وقتشه صدام کنی تا از اشتیاق بمیرم
+ نوشته شده در 87/08/18ساعت 9:27 بعد از ظهر توسط منیره |
آری همیشه قصه این چنین بوده است
گفتی از دلتنگی هایم دیگر سخنی نگویم
من امشب دلتنگی هایم را به دست باد سپردم
تا این باد با دلتنگی هایم چه کند
آیا دلتنگی های مرا به دریا خواهد برد؟
و فریادش را با فریاد موج های بیتاب یکی خواهد کرد؟
یا در شبی بارانی
بر سنگفرش کوچه ی خلوت جاریش می کند
یا شاید در شب مهتاب
آن را به نگاه یک غریبه که به ماه خیره شده بسپارد
یا شاید در پگاهی سرد
در گوش دو پیکر خسته در خواب زمزمه اش کند
آیا کسی دلتنگی های مرا خواهد شنید؟
دلتنگی هایم را به باد سپرده ام
شاید این باد دلتنگی مرا
در گوش تو ای ناب تر از غزل هایم زمرمه کند
می دانم آزردمت مرا ببخش
اما بگذار برای آخرین بار بگویم
که امشب سخت دلتنگ ات هستم
+ نوشته شده در 87/08/16ساعت 9:33 قبل از ظهر توسط منیره |
روزگارِ دلتنگی
اگه دستم به جدایی برسه
اون از خاطره ها خط می زنم
از دل تنگ تمون آدم ها
از شب و روز خدا خط می زنم
اگه دستم برسه به آسمون
با ستاره ها قیامت می کنم
نمی ذارم کسی عاشق نباشه
ماه و بین همه قسمت می کنم
+ نوشته شده در 87/08/12ساعت 4:27 بعد از ظهر توسط منیره |
اگر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بهر رنج است اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است
+ نوشته شده در 87/08/12ساعت 4:26 بعد از ظهر توسط منیره |
قاصدک حرف دلم را تو فقط می دانی
نامه عاشقیم را تو فقط می خوانی قاصدک هیچ کس با من نیست همه رفتند تو چرا می مانی؟؟؟
+ نوشته شده در 87/08/12ساعت 4:25 بعد از ظهر توسط منیره |

+ نوشته شده در 87/08/12ساعت 4:24 بعد از ظهر توسط منیره |
+ نوشته شده در 87/08/11ساعت 8:25 قبل از ظهر توسط منیره |
| ||||||